تبليغاتX
.::برای عشق تازه ، اجازه بی اجازه::.

 

 

 


برای عشق تازه ، اجازه بی اجازه

 

«« برای نمایش کامل متنها لطفا فنت  Yekan را بر روی سیستم خود نصب کنید »»

برای دانلود  فنت کلیک کنید


  

  اطلاعات نوین علم رایانه 

«طراحی کارت پستال به صورت رایگان»

«وقتی مردی شما را بخواهد»

فواید بوسه در روابط زناشویی

«یک پیام سیاسی برای تمام اصولگرایان و اصلاح طلبان»

دانشجويان خطاب به احمدي نژاد: دست دراز شده به سمت امريكا را قطع مي كنيم

 

نگارش شده توسط: عرفان جون : :

  چرا بیدار نمی شیـــــــــ ــ ـ ــم... ؟!

اگه عشقمون یه خوابه ، چرا بیدار نمی شیم ؟!

اگه عشقمون شرابه ، چرا هوشیار نمی شیم ؟!

اگه عشقمون سرابه ، پس چرا جاده ای نیست ؟!

 

اگه عشقمون حقیقت داره ، پس دروغ چیه ؟!

اگه ما وفاداریم به همدیگه ...

اون سیگار ما تیکی ی روی میز مال کیه !؟

اگه ما هیشکی و جز هم نداریم ...

شبا که من خونه نیستم تخت من جای کیه ؟!

 

اگه ما مال همیم پس چرا عاشق نمی شیم ؟!

عین خرهم تو گلا  موندیم و فارغ نمی شیم !

 

اگه عشقمون درخته ، چرا بارون نمی آد ؟!

یا اگه بیاد بازم فصل زمستون نمی آد !

 

اگه عشقمون دواته ،

چرا تنها روزگار منو مشکی می کنه ... ؟!

اگه عشقمون یه پتکه  ،

 چرا تنها می خوره تو سر صاب مرده ی من ... ؟!

 

.

.

.

*** 

عشق ما دو تا ، نه خوابه نه شراب ...

عشق ما نه یک سرابه ، نه حقیقت داره !

عشق ما فقط یه باره... ، یه بار !

که داریم مثل الاغ این ور و اون ور می بریم !!!

نگارش شده توسط: عرفان جون : :

 زیر گنبد کبود …

یکی بود یکی نبود

زیر گنبد کبود

دلکم با غصه هاش نشسته بود !

 

دل من عادت بچه ها رو داشت

تو سینه اش یه عالمه صفا رو داشت

طفلکی مشکلش این بود که فقط

جای آب نبات چوبی لباتو خواست !

عشقش این بود که به جای عروسک

شبا توی بغلش تو رو می داشت !

 

فکر می کرد اگه که به تو می رسید

دیگه طفلی گنج هفت دریا رو داشت

 

حیوونی چه سختیا یی رو کشید

می خواست حالیت بکنه که عاشقه

چشم تو صداقتش رو نمی دید  !

توی این دنیای پر مکر و ریا ...

حرف راستو باید از بچه شنید  !

 

با یه اخمت  یهو گریه اش می گرفت

سیل اشک جمع می شد توی چشاش

 

با یه لبخند قشنگت

میشکف گل از گلش

سرخ میشد روی لپای تپلش !

.

.

.

 

***

نرسید دلک بازیگوش من به دلبرش

نرسید تا قصه اش افسانه بشه

تو دل هزار هزار آدمک قصه به لب

بمونه واسه همیشه ...

 زیر گنبد کبود

یکی بود یکی نبود

ASHEGHI.ORQ.IR

  

نگارش شده توسط: عرفان جون : :

 دغدغه های ذهنی

استادمون گفت که پنج دغدغه ذهنمیمون رو درباره خدا بنویسیم،تا برامون جواب بده!اما هر چی فکر می کنم میبینم من هیچ دغدغه ای ندارم!گاهی اوقات احساس پوچی و بیهودگی من بیشتر از "موسو" هست،اما با این تفاوت که "موسو" در پایان رمان بیگانه نوشته آلبر کامو جواب سئوالاتش رو پیدا می کنه!اما من هیچ سئوالی ندارم!تا به جوابی برسم!

www.asheghi.org.ir

نگارش شده توسط: عرفان جون : :

 تولدم مبارک

امروز مثلاً تولدم بود ، یه تولد غریبانه ، درسته همه بودن اما عشقم نبود

امروز تولـــــــــــــــــــــــدم بــــــــــــــــــــــــود

       

برای موفقیت دکتر احمدی نژاد در دولت دهم یک صلوات بفرست


ادامه مطلب
نگارش شده توسط: عرفان جون : :